الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
451
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
روى لجاجت و دشمنى باشد او را حبس مىكند تا پاسخ بدهد . « 1 » 8 . همو : سكوت ، اگر از روى عمد باشد ، به پاسخ الزام مىشود ، اگر دشمنى و لجاجت نشان داد ، حبس مىشود تا موضوع را بيان كند . « 2 » 9 . يحيى بن سعيد : اگر با وجود سلامت پاسخ ندهد ، حبس مىشود تا پاسخ بدهد . « 3 » 10 . علّامه ( پس از نقل كلام ابن ادريس ) : . . . مقصود او از دو مسأله آن است كه ، اگر از روى دشمنى و لجاجت سكوت كند يا به چيزى اقرار كند و از تبيين و توضيح آن خوددارى نمايد و آن چه مىتوان بدان اتكا كرد همان است كه شيخ در نهايه گفته است . دليل ما آن است كه آن چه بر او واجب است جواب دادن است و پاسخ دادن همانگونه كه مىتواند به صورت اقرار باشد ، به صورت انكار نيز مىتواند محقق شود . پس در صورت سكوت واجب است او را حبس كنند ؛ چرا كه غير از پاسخ دادن تكليفى ديگر نداشته است و اصل اين است كه قاضى نيز تكليفى جز حبس ندارد و ذمّهء او از تكليف ديگر مبرّاست . ردّ قسم در چنين مواردى و سكوت مدّعى عليه را بر نكول حمل نمودن نيز محتاج دليل است كه شرعا چنين دليلى نداريم . البته بعضى چنين استدلال كردهاند كه سكوت از روى لجاجت و دشمنى ، مانند نكول است ، ولى پاسخ آن اين است كه هيچگاه سكوت ، نكول محسوب نمىشود . « 4 » 11 . همو : چنانچه سكوت ، ناشى از مرض يا لال بودن شخص باشد ، قاضى براى فهميدن جواب از اشارهء مفيد يقين استفاده مىكند و اگر به مترجم نيازمند باشد ، بايد كه به يك مترجم اكتفا نكند ، بلكه ناگزير است كه از دو نفر عادل كمك بگيرد و اگر از روى دشمنى و لجاجت سكوت كند او را به پاسخ الزام مىنمايد و اگر بازهم از پاسخ دادن خوددارى كرد ، او را حبس مىكند تا پاسخ دهد و گفته شده : به پاسخ دادن اجبار مىشود . و نيز گفته شده : حاكم به او مىگويد : اگر پاسخ دادى چه بهتر ، و گرنه سكوت تو را نكول حساب مىكنم و سوگند را به مدّعى رد مىكنم . پس اگر بازهم بر سكوت خود پافشارى كرد ، سوگند را به مدّعى رد مىنمايد . « 5 »
--> ( 1 ) . مختصر النافع ، ص 282 . ( 2 ) . شرائع الاسلام ، ج 4 ، ص 85 . ( 3 ) . جامع للشرائع ، ص 524 . ( 4 ) . مختلف الشيعة ، ج 8 ، ص 381 ، مسألهء 6 . ( 5 ) . قواعد الاحكام ، ج 2 ، ص 209 .